X
تبلیغات
تب سرد

تب سرد

من اومدم

+ نوشته شده در 19 / 5 / 1392 16:48 توسط shafieh & sharifeh |


دختربچه باهوش


دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت:
مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت:
چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می دی، می تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات ها خجالت می کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"
دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی شه شما بهم بدین؟"
بقال با تعجب پرسید:
چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می کنه؟
و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

 

+ نوشته شده در 25 / 3 / 1391 17:03 توسط shafieh & sharifeh |


آیا میدانید : شن خیس از شن خشک سبک تر است.

 

آیا میدانید : حرف C هیچ وقت در املای اعداد انگلیسی بکار نمی رود.

 

آیا میدانید : بهترین زمان خواب از ساعت ۱۰ شب تا اذان صبح است.

 

آیا میدانید : عقاب معمولاً هنگام پرواز، مستقیم به خورشید می نگرد.

 

آیا میدانید : کهکشان راه شیری تقریبا صد میلیارد ستاره دارد.

 

آیا میدانید : ۸۵ درصد گیاهان در اقیانوس ها رشد می کند.

 

آیا میدانید : به اعدادی که بیش از نه رقم دارند، اعداد نجومی گویند.

 

آیا میدانید : نور خورشید تا عمق ۴۰۰ متری آب دریا نفوذ می کند.

 

آیا میدانید : کوه های آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند می شوند.

 

آیا میدانید : اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند.

 

آیا میدانید : پرواز با کایت یک ورزش حرفه ای در تایلند است.

 

آیا میدانید :ایران برای اولین بار در جهان از ضایعات نخل خرما چوب مصنوعی می سازد.

 

آیا میدانید : ایران دومین تولیدکنندهٔ انجیر جهان است.

 

آیا میدانید : زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند .

 

آیا میدانید : که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می ایستد حدود سه متر است .

 

آیا میدانید : یک میلیون سیاره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد.

 

آیا میدانید : بلندی شترمرغ به دو متر و نیم و وزنش به ۹۰ کیلو میرسد .

 

آیا میدانید : اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا ۹۷۰۰۰ کیلومتر میشود .

 

آیا میدانید : قلب میگوها در سر آنها قرار دارد .

 

آیا میدانید : که کانگوروها قادرند ۳ متر به سمت بالا و ۸ متر به سمت جلو بپرند .

 

آیا میدانید : که هر هکتار جنگل قادر است بیش از پنج تن گوگرد و غبار هوا را جذب کند.

 

آیا میدانید : آقایان روزانه ۴۰ تار مو وخانم ها ۷۰ تا موی خود را از دست می دهند.

 

آیا میدانید : اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون اند .

 

آیا میدانید : نعناع سسکه و تنگی نفس را شفا میدهد .

 

آیا میدانید : جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است.

 

آیا میدانید : نور میتواند در یک ثانیه ۷.۵ دور دور زمین بچرخد .

 

آیا می دانستید پرهزینه ترین شوخی دنیا توسط


+ نوشته شده در 21 / 3 / 1391 17:51 توسط shafieh & sharifeh |


 

زنگ تفریحی برای شاد بودن

 

 


 

زنگ تفریحی برای شاد بودن


 نسخه جدید آموزش ردشدن از خیابان
 

نسخه جدید آموزش ردشدن از خیابان برای کودکان:
اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه میکنیم، بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه میکنم، بعد به سمت بالا نگاه میکنیم که محل سقوط هواپیماست. سپس با روحی سرشار و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاری.


 تاکسی


بسیجیه سوار تاکسی میشه، به راننده میگه: این رادیو را خاموش کن، چون در مذهب ما شنیدن موسیقی حرام است، در زمان پیغمبر رادیو و موسیقی نبود، مخصوصا" موسیقی فرنگی که مال کفار است.

راننده رادیو را خاموش میکنه، تاکسی را متوقف میکنه و درب تاکسی را باز میکنه میگه: در زمان پیغمبر تاکسی نبود، شما بفرمایید پایین منـتظر شُتر بشید.


 ناخدا


یه کشتی داشت رو دریا می‌رفت، ناخدای کشتی یهو از دور یه کشتی دزدای دریای رو دید. سریع به خدمه‌اش گفت: برای نبرد آماده بشین، ضمنا اون پیراهن قرمز من رو هم بیارین. خلاصه پیراهنه رو تنش کرد و درگیری شروع شد و دزدای دریایی شکست خوردن!

 

 

 

 

کشتی همینطوری راهشو ادامه می‌داد که دوباره رسیدن به یه سری دزد دریایی دیگه! باز دوباره ناخدا گفت واسه جنگ آماده بشینو اون پیراهن قرمز منم بیارین تنم کنم!! خلاصه، زدن دخل این یکی دزدا رو هم آوردنو باز به راهشون ادامه دادن.

 

 

یکی از ملوانا که کنجکاو شده بود از ناخدا پرسید: ناخدا، چرا هر دفعه که جنگ می‌شه پیراهن قرمزتو می‌پوشی؟ ناخدا می‌گه: خوب برای اینکه توی نبرد وقتی زخمی می‌شم، پیراهن قرمزم نمی‌ذاره خدمه زخمای منو خونریزیمو ببینن در نتیجه روحیه‌شون حفظ می‌شه و جنگ رو می‌بریم.

 

خلاصه، همینطوری که داشتن می‌رفتن، یهو 10 تا کشتی خیلی بزرگ دزدای دریایی رو که کلی توپ و تفنگ و موشکو تیر کمونو اکلیل سرنج و از این چیزا داشتن می‌بینن. ناخداهه که می‌بینه این دفعه کار یه کم مشکله، داد می‌زنه: خدمه سریع برای نبرد آماده بشین ضمنا پیراهن قرمز منو با شلوار قهوه‌ایم بیارین!


 زردآلو


مشتری: آقا لطفاً یه نصفه زردآلو بدین
فروشنده: عمده ببر به صرفه تره ها، یه دونه زردآلوی کامل ببر هسته شم نصف قیمت باهات حساب میکنیم!


 تفاوت روزای هفته در بهشت و جهنم
تفاوت روزای هفته در بهشت و جهنم:

 

بهشت: شنبه - شب جمعه - دوشنبه - شب جمعه - چهارشنبه - شب جمعه - بازم شب جمعه

 

جهنم: عصر جمعه - 22 بهمن - عصر جمعه - عصر ِ 13 به در - عصر جمعه - 1 مهر - بازم عصر جمعه....


 کولر


دست مخترع کولر درد نکنه چون:
اگه به ما بود الان
یا میگفتیم مشیتِ خدا در اینه که هوا گرم باشه و حتما یه حکمتی
هست،باید تحمل کرد و نباید تو کارِ خدا دخالت کرد!!
یا اینکه یه دعا ساخته بودیم و میگفتیم باید
روزی 70 بار از روش خوند تا خنک شد...!
اگرم میخوندیم و خنک نمیشدیم،میگفتن با اخلاص نخوندیو
فقط بنده های واقعی و با تقوا خنک میشن ...!!!


عوارض جانبی شکست عشق

عوارض جانبی بعد از یک شکست عشقی چیه ؟
 در آوردن گوشی از حالت سایلنت !
 نبردن گوشی به دستشویی و حمام !
 از رمز درآوردن اینباکس گوشی !
 پاک کردن آثار جرم !
 خواب راحت …
 زندگی راحت …
 آرامش همراه با گریه

 


 

 

 

نسخه جدید آموزش ردشدن از خیابان برای کودکان:
اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه میکنیم، بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه میکنم، بعد به سمت بالا نگاه میکنیم که محل سقوط هواپیماست. سپس با روحی سرشار و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاری.

 


 

 تاکسی

 

 


بسیجیه سوار تاکسی میشه، به راننده میگه: این رادیو را خاموش کن، چون در مذهب ما شنیدن موسیقی حرام است، در زمان پیغمبر رادیو و موسیقی نبود، مخصوصا" موسیقی فرنگی که مال کفار است.

 

 

راننده رادیو را خاموش میکنه، تاکسی را متوقف میکنه و درب تاکسی را باز میکنه میگه: در زمان پیغمبر تاکسی نبود، شما بفرمایید پایین منـتظر شُتر بشید.

 


 

 ناخدا

 

 


یه کشتی داشت رو دریا می‌رفت، ناخدای کشتی یهو از دور یه کشتی دزدای دریای رو دید. سریع به خدمه‌اش گفت: برای نبرد آماده بشین، ضمنا اون پیراهن قرمز من رو هم بیارین. خلاصه پیراهنه رو تنش کرد و درگیری شروع شد و دزدای دریایی شکست خوردن!

 

 

 

 

 

کشتی همینطوری راهشو ادامه می‌داد که دوباره رسیدن به یه سری دزد دریایی دیگه! باز دوباره ناخدا گفت واسه جنگ آماده بشینو اون پیراهن قرمز منم بیارین تنم کنم!! خلاصه، زدن دخل این یکی دزدا رو هم آوردنو باز به راهشون ادامه دادن.

 

 

یکی از ملوانا که کنجکاو شده بود از ناخدا پرسید: ناخدا، چرا هر دفعه که جنگ می‌شه پیراهن قرمزتو می‌پوشی؟ ناخدا می‌گه: خوب برای اینکه توی نبرد وقتی زخمی می‌شم، پیراهن قرمزم نمی‌ذاره خدمه زخمای منو خونریزیمو ببینن در نتیجه روحیه‌شون حفظ می‌شه و جنگ رو می‌بریم.

 

 

خلاصه، همینطوری که داشتن می‌رفتن، یهو 10 تا کشتی خیلی بزرگ دزدای دریایی رو که کلی توپ و تفنگ و موشکو تیر کمونو اکلیل سرنج و از این چیزا داشتن می‌بینن. ناخداهه که می‌بینه این دفعه کار یه کم مشکله، داد می‌زنه: خدمه سریع برای نبرد آماده بشین ضمنا پیراهن قرمز منو با شلوار قهوه‌ایم بیارین!

 


 

 زردآلو

 

+ نوشته شده در 19 / 3 / 1391 21:06 توسط shafieh & sharifeh |


مرا در خود کمی حل کن بزا تورا با تمام وجود دریابم

+ نوشته شده در 26 / 2 / 1391 13:36 توسط shafieh & sharifeh |


دلم 1 غريبه ميخواهد
بيايد بنشيند فقط سکوت کند

من هـي حرف بزنم...
و بزنم و بزنم...
تا کمي کم شود از اين همه بار.

بعد بلند شود و برود

نه نصيحتي نه.....

انگار نه انگار!!

 

+ نوشته شده در 23 / 2 / 1391 11:14 توسط shafieh & sharifeh |



اگر عشق نبود
 
اگر عشق نبود به کدامين بهانه اي مي خنديديم و مي گريستيم؟

 کدام لحظه هاي ناب را انديشه مي کرديم؟

چگونه عبور روزهاي تلخ را تاب مي آورديم؟

آري...

بي گمان پيشتر از اينها مرده بوديم

اگر عشق نبود !
  تقدیم به مادرم 



 

+ نوشته شده در 23 / 2 / 1391 11:23 توسط shafieh & sharifeh |


و امــا تـو ، ای مــادر...
هوا
همان چیزیست که به دور ِ سرت می چرخد ،
و هنگامی که تــو می خندی.. صاف تر می شود...!

تقدیم به همه مادران مهینم  

+ نوشته شده در 22 / 2 / 1391 11:43 توسط shafieh & sharifeh |


  آرزو كن با من

  كه اگر خواست  

  زمستان برود!

گرمی ِ دست ِ تو

  اماباشد !

  "ما" ی ما "من" نشود

سایه ات از سر ِ تنهایی ِ من

  كم نشود !
 
 دلم تنگ اخه چرا ینقدر تنها

+ نوشته شده در 21 / 2 / 1391 11:43 توسط shafieh & sharifeh |


یمیل از اخرت ...........

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد :

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می آید میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه .و زن بعد چند روز مرد

وای چه قدر اینجا گرمه
 

+ نوشته شده در 21 / 2 / 1391 11:30 توسط shafieh & sharifeh |


X

شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن !
چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ ...!!!
آن که میگفت که احساس مرا می فهمد ...
کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت
این جا مخصوص آدم های باحال من شفیعه 20ساله از کره


Home
Email
Night Skin

Archives

مرداد 1392

خرداد 1391

ارديبهشت 1391


Categories

آموزش کره ای


Links

پسر از جنس آتش
بی صدا
یادت بهم گفتی دوست دارم
روزهای بی تو بودن............
دختر حوا .........پسر آدم
love for me.........
عشق است ایران
زهرا تکواندو
فرشته کره ای
فرشته کره ای
گناه عشق پای خودم
فریاد هاتف
ئmamnooee
حرف حساب
آپلود عکس
باشگاه دانشجویان ایران


LinkDump

آرشیو پیوندهای روزانه

: